ذبيح الله صفا
51
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
گشت ، عدهيى كه در سوراخها و نقبها پنهان شده بودند بيرون آمدند و دوباره در حدود پنج هزار تن در شهر ويران مرو جمع شد . درين ضمن دستهيى از مغولان از راه رسيد و « حصهء مردمكشى » خواست ، كشتار اين پنج هزار تن نصيب دستهء جديد شد ! اندكى گذشت ، سردار ديگرى از نزد يمه نوين بمرو رسيد ، او هم بازماندهء مردمى را كه ازين سوى و آنسوى در شهر فراهم آمده بودند از دم تيغ گذراند ، و بعد ازين وقايع سيّد عزّ الدّين نسّابه كه از سادات كبار و بورع و فضل مشهور بود با جمعى سيزده شبانروز بشمارش كشتگان پرداخت ، آنچه از كشتگان كه ظاهر و معيّن بودند ، غير از آنها كه در نقبها و سوراخها و روستاها و بيابانها در حال فرار بقتل رسيده بودند ، متجاوز از يك ميليون و سيصد هزار نفر باحصاء درآمد ! . . . ازين وحشتناكتر واقعهء نيشابور بود ، زيرا در مدافعاتى كه حصاريان اين شهر انجام مىدادند « تغاجار » داماد چنگيز كشته شده بود و بخونخواهى او ، غير از چهارصد تن پيشهور كه باسارت بردند همهء اهل شهر را بقتل آوردند و فرمان رسيد كه شهر را از خرابى چنان كنند كه در آنجا زراعت توان كرد و هيچكس حتى سگ و گربه را زنده نگذارند و بنابر مشهور درين واقعه يك ميليون و نيم تن رهسپار ديار نيستى شدند « 1 » . خرابى نيشابور بعد ازين واقعه هم ادامه يافت بدين معنى كه بعد از رفتن جلال الدين خوارزمشاه بخراسان و قيام خراسانيان بر مغول ، جماعتى از مردم براى بيرون آوردن دفاين نيشابور آن را بسالى سى هزار دينار اجاره مىكردند و يا از راه كاوش خرابها مال فراوان بدست مىآوردند زيرا دارايى مردم با خود آنان در سردابها مدفون بود و به آسانى پيدا مىشد و اين امر باعث شد كه نيشابور بيش از پيش ويران شود تا بجايى كه حتى ديوارى در آن شهر برپا نماند « 2 » . كشتار بىامان مغول تقريبا كمتر شهر و ده و ناحيهيى را مستثنى ساخت . هرجا كه
--> ( 1 ) - جهانگشاى جوينى ج 1 ص 138 - 140 . ( 2 ) - معجم البلدان ياقوت ذيل اسم نيسابور .